خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





“همایش بین المللی سربداران” را برگزار نکنید!

    عمار علوی: بگذارید بدون هیچ حاشیه و مقدمه ای به اصل موضوع بپردازیم. سال گذشته که اولین زمزمه های برگزاری همایش بین المللی سربداران را شنیدیم خوشحال شدیم؛ خوشحال از این که اگر چه هنوز نتوانسته ایم سربداران را در سطح ملی به مردم بشناسانیم، اگر چه نتوانسته ایم روزی به نام سربداران در تقویم کشور ثبت کنیم و اگر چه نتوانسته ایم بنیاد ملی سربداران را در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب برسانیم اما شاید با برگزاری این همایش، نام سبزوار و سربداران هر چند گذرا برای چند روز مطرح شود. یادمان باشد گفته ایم “همایش بین المللی سربداران”؛ جسارت نباشد و با همه احترامی که برای استادان و دست اندرکاران همایش قائل هستیم، ما یا معنای “بین المللی” را نمی دانیم و یا آن را دست کم و شوخی گرفته ایم. برای این که دقیق تر سخن گفته باشیم باید ببینیم چه کرده ایم مگر نه این که یک سال گذشته است:

    ۱- از زمان برگزاری همایش شروع می کنیم.
    چنانکه اعلام شده است اگر قرار باشد “همایش بین المللی سربداران” اردیبهشت ۹۴ برگزار شود عملا ۴ ماه دیگر فرصت داریم.

    طبق روال ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین عملا کشور تعطیل است و کاری هم انجام نمی شود. ۲۰ روز یا یک ماه آخر هم که به آماده کردن مقدمات برگزاری همایش می گذرد و نمی شود کار مهم و خاصی کرد. بنابراین عملا ۲ ماه و نیم و حداکثر ۳ بیشتر فرصت نداریم.

    سه ماه بیشتر فرصت نیست اما هنوز وارد مرحله اجرایی نشده ایم. هنوز برنامه ها و موضوعات همایش مشخص و اعلام نشده است. کلی گویی فایده ای ندارد، هنوز خودمان هم دقیق و مشخص نمی دانیم چه می خواهیم بکنیم. هنوز نمی دانیم همایش صرفا علمی است یا جنبه فرهنگی و هنری هم دارد. هنوز نمی دانیم بخش های مختلف همایش چیست. هنوز نمی دانیم همایش بین المللی است یا ملی و یا حتی استانی.

    برای روشن تر شدن موضوع فقط یک مثال می آوریم. اگر قرار است همایش بین المللی باشد اعلام محورها و موضوعات همایش در سطح جهانی و تبلیغ آن حداقل شش ماه زمان می برد. چون باید فراخوان همایش در مراکز علمی و فرهنگی جهان منتشر و تبلیغ شود و استادان و پژوهشگران وقت داشته باشند مقالاتی بنویسند.
    اساسا پژوهشگران خارجی از کجا باید بدانند که چنین همایشی قرار است برگزار شود؟
    باید این مقالات بررسی و اعلام نظر شود. باید از چند ماه قبل از پژوهشگرانی که مقالاتشان پذیرفته شده است و یا از مهمانان خارجی دعوت شود تا بتوانند برنامه شان را برای آمدن تنظیم کنند. و قس علی هذا.

    ما که هنوز هیچ کدام این کارها را نکرده ایم چگونه می خواهیم همایش بین المللی برگزار کنیم. حالا جالب است که آقای حدادنیا دبیر همایش اواخر آذر گفته بود: “به دبیر علمی کنگره ابلاغ کرده ام که باید مباحث علمی در عالی ترین سطح مورد نظر باشد.” آیا در این فرصت باقی مانده چنین چیزی ممکن است؟ در سه ماه باقی مانده اگر بخواهیم همایش ملی معتبری برگزار کنیم نمی توانیم چه برسد به بین المللی. برای این است که می گوییم “بین المللی” بودن را دست کم و شوخی گرفته ایم.

    آخرین نشست شورای سیاستگذاری همایش اواخر آذر برگزار شد و باز هم چیزی از داخل آن بیرون نیامد. اگر می خواستیم واقعا همایش بین المللی برگزار کنیم باید حداکثر تابستان موضوعات، بخش ها و محورهای همایش قطعی شده و فراخوان آن را اعلام می کردیم و الان مقالات همایش -بویژه بخش خارجی آن- داوری و نهایی شده بود.
    وقتی همایش بین المللی را باور می کنیم که هم اکنون در حال ارسال کارت دعوت مهمانان خارجی بودیم نه این که هنوز فرخوان هم نداده ایم. آیا با این وضع، باز هم می توانیم بگوییم “همایش بین المللی سربداران”؟ آیا آوردن این عنوان شوخی نیست؟ اگر با خودمان رو راست باشیم طبق معمول باز هم دیر جنبیدیم و فرصت را از دست داده ایم و کاری هم نمی توانیم بکنیم.

    ۲- بودجه مهمترین مسئله است.

    قبلا دبیر همایش یعنی آقای حدادنیا بودجه همایش را حدود ۳ میلیارد تومان برآورد کرده بود و معلوم نیست این بودجه قرار است از کجا تامین شود.
    البته آقای محسنی اخیرا اعلام کرد بودجه ۳ میلیاردی همایش تامین شده است. باز هم تکرار می کنیم که ما عملا سه ماه بیشتر فرصت نداریم. به خاطر همین نامشخص بودن بودجه همایش، هنوز نمی دانیم واقعا می خواهیم همایش بین المللی برگزار کنیم یا ملی و یا حتی استانی و شهرستانی. آقای حدادنیا در پایان ششمین جلسه شورای سیاستگذاری همایش گفته بود: “اگر بخواهیم در سطح بین الملل این کار صورت پذیرد بودجه ای ملی میخواهد که این بودجه در اختیار دانشگاه قرار ندارد که ضروریست همت و عزم جدی برای تحقق آن و گنجاندن در ردیف اعتبارات یکی از وزارتخانه ها به عمل آید. بنده در مصاحبه ای گفته ام که اگر این بودجه در اختیار ما قرار بگیرد ظرف مدت یک هفته مجوز کنگره در سطح بین الملل را خواهیم گرفت.”

    مطمئن باشید هیچ جا چنین بودجه کلان و قلنبه ای نیست که به ما تقدیم کنند تا همایش برگزار کنیم آن هم با این وضع خراب بودجه که همه برای کارهای عادی شان هم به مشکل برخورده اند. وقتی ما هنوز نمی دانیم بودجه مان چقدر است و از کجا قرار است تامین شود؛ وقتی هنوز نمی دانیم همایش که قرار است برگزار کنیم در چه سطحی است چگونه می خواهیم کار کنیم و چه کاری می خواهیم بکنیم. راستی قرار نیست که فقط برای دل‌خوش‌کنک یک عنوان “بین المللی” یا “ملی” به دم همایش ببنیدیم که اگر چنین کنیم خودمان را گول زده ایم.

    ۳- مسئولان به جای جملات کلی و زیبا، برنامه ارائه کنند.

    احمد برادران: “سربداران برند و یکی از افتخارات مردم دیار سبزوار می باشد. یکی از اهداف پنهان این کنگره ارتقاء سطح شهرستان در حوزه های علمی، فرهنگی است و برگزاری کنگره بین الملی سربداران ابزاری برای توسعه شهرستان خواهد بود.”

    جواد حدادنیا: “رشد و توسعه سبزوار، مهمترین هدف برگزاری کنگره سربداران است.”

    محمدرضا محسنی ثانی: “نهضت سربداران هویت همه مردم ایران به خصوص مردم سبزوار است که باید در تمام ابعاد ودر جهات شنیداری،گفتاری،پژوهشی و تصویری این ارزش و هویت تاریخی را به تمام دنیا نشان دهیم. باید نیم رخ های ظاهری کنگره سربداران بعنوان طوفان تبلیغی شهرستان مورد توجه قراربگیرد.”

    این ها اظهارات سه نفر از اعضای شورای سیاستگذاری همایش سربداران بعد از ششمین نشست شان در ۲۳ آذر ۹۳ است.

    از این جملات زیبا و کلی که بگذریم، مسئولان محترم نگفته اند که دقیقا چگونه می خواهند از برگزاری همایش برای پیشرفت و رشد سبزوار استفاده کنند؟
    آیا اصلا برای این کار برنامه مشخصی دارند؟
    اگر برنامه مشخصی دارند این برنامه ها چیست؟

    روشن است که با حرف و جملات زیبا و کلی گویی پیشرفتی حاصل نمی شود. برنامه دقیق داشتن از آن جهت مهم است که خودشان و مردم بدانند می خواهند چه کنند؟
    برگزاری همایش بین المللی سربداران یک فرصت است اما این که چقدر بتوانیم از این فرصت برای پیشرفت و رشد شهرستان استفاده کنیم به توان و تلاش مسئولان شهری و دست اندرکاران همایش بستگی دارد. به عبارت دیگر به این بستگی دارد که چقدر عرضه داریم از این فرصت بی نظیر استفاده کنیم. این طور نباشد که فقط همایشی برگزار شود اما بعد از تمام شدن آن وقتی به پشت سر نگاه کنیم تازه بفهمیم برگزاری همایش و این همه وعده و وعید نه تنها اثری در پیشرفت سبزوار نداشته بلکه فقط هزینه روی دست مان گذاشته است.

    یک سوال خیلی ساده و روشن این که اعضای شورای سیاستگذاری و مسئولان شهری بنشینند و اهداف علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که برای همایش دارند دقیقا روی کاغذ بیاورند و بعد برای رسیدن به آن اهداف، برنامه ریزی کنند. این طوری حداقل برای خودشان مشخص است که از این همایش چه می خواهند و برای رسیدن به آن چه باید بکنند. با کلی و مبهم گویی که به جایی نمی رسیم.

    ۴- یکی از ابتدایی ترین کارهای همایش باید شناسایی، معرفی و بازخوانی انتقادی منابع و کتاب هایی باشد که تا کنون درباره سربداران نوشته شده است.

    مطالب پراکنده ای درباره سربداران در منابع قدیمی هست و کتاب هایی هم در این باره نوشته شده است اما هنوز یک کتاب جامع درباره این قیام نداریم. منابع قدیمی پراکنده و در لابلای کتاب های تاریخی است.
    کتاب های جدیدتر هم ناقص است و فقط از برخی جنبه ها به قیام سربداران پرداخته اند. تازه بگذریم از این که نویسندگان مختلف نظرات کاملا متفاوت و حتی متناقض از علل، عوامل و چگونگی قیام سربداران ارائه داده اند.

    به طور مثال تصویری که تاریخ دانشگاه کمبریج از سربداران ارائه می دهد با آنچه ما در ذهن داریم و یا در کتاب های منتشر شده دیگر هست کاملا متضاد است. و یا مثلا کتاب “نهضت سربداران خراسان” پتروشفسکی یکی از آثاری که بیش از سه دهه پیش به طور مستقل درباره سربداران نوشته شده است و الان اصلا پیدا نمی شود.
    بیشتر مقالاتی هم که در این زمینه منتشر شده است عمیق و علمی نیست. بنابراین در این همایش باید اولا همه منابعی که درباره سربداران نوشته است شناسایی و گردآوری شود. ثانیا این منابع بسته به اهمیت شان به مخاطبان معرفی شود. ثالثا واجب است که بازخوانی انتقادی ای از این منابع صورت گیرد. رابعا حتما باید همزمان با همایش چند کتاب درباره این موضوع برای سطوح مختلف (پژوهشی و علمی، دانشجویی، مخاطب عام، کودک و نوجوان) نوشته شود. ما هنوز برای خود سبزواری ها هم کتاب جامعی نداریم. آیا کمیته های علمی همایش این کارها را کرده اند؟ آیا این کتاب ها آماده انتشارند؟

    این ها کارهایی نیست که بشود در سه یا چهار ماه انجام داد باید تا حالا صورت گرفته باشد و کتاب ها زیر چاپ باشند و گرنه وقتی نمانده است. استخراج، تصحیح، بازخوانی و تجدید چاپ آثار، ابتدایی ترین وظیفه هر همایش علمی است و اگر یک همایش این حداقل کار را هم نکند پس برای چه برگزار می شود.

    ۵- جهان امروز جهان رسانه هاست و شاید مهم ترین کار رسانه ها “نمادسازی” است و اساسا دنیای رسانه ها دنیای نمادهاست.

    هر فرد یا جایی اگر بخواهد شناخته شود باید نماد سازی شود.
    اگر می خواهیم سبزوار در سطح جهانی یا ملی شناخته شود باید نماد سازی کنیم چون هر جایی با نمادهاییش شناخته می شود.

    جناب فرماندار گفته بود سربداران، برند سبزوار است؛ برند اصطلاح خوبی نیست چون معمولا در حوزه تجاری و اقتصادی کاربرد دارد اما قطعا سربداران، شناسنامه سبزوار است. اگر بخواهیم نماد سازی کنیم بیهقی قطعا یکی از این نمادهاست. سربداران نیز قطعا یکی دیگر از نمادهای سبزوار است و دکتر شریعتی.

    حال اگر بخواهیم از سربداران، نمادی برای سبزوار بسازیم چه فرصتی بهتر از همین همایش بین المللی؛ اما برای این نماد سازی چه کرده ایم؟ اصلا آیا ما اهمیت و ضرورت این نمادها و نمادسازی ها را می دانیم؟
    همه موارد ذکر شده بالا برای همین نمادسازی است. اما علاوه بر برگزاری همایش، کارهای مهم دیگری هم باید بکنیم. در این همایش حتما باید “باشتین” به عنوان خاستگاه قیام سربداران بعنوان یک نماد در سطح جهانی یا ملی معرفی شود. برای معرفی باشتین بعنوان خاستگاه سربداران حتما باید کارهایی در آنجا صورت گیرد. مثلا اگر خانه ای یا آثار دیگری از سربداران هست باید بازسازی و احیاء شود و یا اگر زیرساختی نیاز هست حتما باید ساخته شود. باید بازدید مهمانان از باشتین حتما در برنامه های همایش گنجانده شود. مسجد جامع سبزوار به عنوان نماد دیگری از سربداران حتما باید مورد توجه قرار گیرد. سه ماه مانده به برگزار همایش کدام یک از این کارها را کرده ایم؟ آیا همه چیز را برای برگزاری یک همایش بین المللی آماده کرده ایم؟

    از همه این ها که بگذریم میدان و نماد سربداران است؛ میدان سربداران پیشانی سبزوار است.
    آیا آبروریزی نیست که با این وضع میدان، مهمانان خارجی و کشوری را در سبزوار بپذیریم؟ وقتی مهمانان اولین نگاه شان به میدان سربداران بیفتند چه تصوری از سبزوار پیدا می کنند؟ ساخت میدان و نماد سربداران هم مانند دیگر طرح های سبزوار داستان غم انگیزی دارد.

    قرار بود این میدان پس از بازسازی بعنوان نماد شهر سبزوار معرفی و تبلیغ شود، طرحی هم تهیه شد اما به کجا کشید؟ همین قدر می دانیم که نه از طرح خبری شد و نه از طراح و نه از ساخت میدان. شهردار سابق بعد از چند بار بد قولی، آخرین بار وعده داده بود میدان و نماد سربداران تا نوروز ۹۳ ساخته می شود. نوروز ۹۴ هم آمد. خودش رفت و از ساخت میدان و نماد هم خبری نیست که نیست. از آن قول‌ها فقط همین نصیب شهر شد که یک شبه بلدوزر انداختند و میدان را زیر و رو کردند. از آن همه وعده های مسئولان شهری تنها یک تیر برق در وسط میدان و زمین شخم زده باقی ماند. ای کاش همان میدان قبلی را خراب نمی کردند چون لااقل چهار تا درختچه داشت.

    حالا بعد از دو سه سال فهمیدیم که مسئولان شهری (شهرداری و معاونت عمرانی فرمانداری) درباره طرح بازسازی میدان نیز اختلاف نظر دارند که این اختلاف چندی پیش رسانه ای هم شد. بعد از این همه مدت تازه اسدالله نورنهنگ نایب رئیس شورای شهر اعلام کرد که طرح میدان سربداران برای تصویب در شورای همتای استان خاک می‌خورد.

    یعنی که حالا حالاها از میدان و نماد سربداران خبری نیست و باید هم چنان صبر پیشه کنیم. شهردار جدید هم در ۹ ماهی که آمده نه وقت کافی برای ساخت میدان داشته است و نه بودجه ای برای این کار دارد، چون فعلا ۸ شهرداری گرو ۱۰ آن است. برای همین معتقدیم سر و سامان دادن به میدان سربداران که پیشانی سبزوار است باید از اولویت های شورای سیاستگذاری همایش باشد؛ شورایی که همه مسئولان شهری عضو آن هستند.

    ۶- برگزاری همایش در سطح بین المللی یا ملی به یک تیم رسانه ای کاملا حرفه ای و کاربلد نیاز دارد که تمام وقت برای معرفی و تبلیغ سربداران در درجه اول و همایش در درجه دوم کار کند.

    این تیم حرفه ای دست کم باید ارتباطات نزدیکی با رسانه های کشوری برقرار کند تا بتواند فضای رسانه ای برای همایش ایجاد کند. برگزاری همایشی درسطح بین المللی و ملی با یک یا دو نفر خبرنگار یا یک سایت نیم بند که هر از گاهی خبری روی آن بگذارند به جایی نمی رسد چنانکه سایت همایش الان اینطور است.
    دنیا، دنیای ارتباطات و رسانه هاست و بهترین کار هم اگر رسانه ای نشود انگار اصلا اتفاق نیفتاده است. تیم رسانه ای حرفه ای و توانا از بسیاری از بخش های دیگر همایش مهم تر و ضروری تر است و حتما باید در اولویت باشد و برای آن هم باید خوب هزینه شود.

    ۷- معمولا در همایش های معتبر و سطح بالا، علاوه بر بخش علمی برای کاربردی تر و جذاب تر شدن همایش، بخش های فرهنگی و هنری هم گنجانده می شود؛

    برنامه هایی مانند نمایش، موسیقی، چاپ کتاب و غیره. برای آوردن این بخش ها هم معمولا به دو روش عمل می شود. بهترین راهش این است که مانند بخش علمی فراخوان داده شود و بهترین آثار برای ارائه در همایش انتخاب شوند.
    راه دیگرش آن است که دبیرخانه همایش، برنامه هایی را به افراد و گروه های شایسته سفارش دهد تا آثاری تولید کنند. سه ماه بیشتر فرصت نمانده اما هنوز هیچ کدام از این کارها را نکرده ایم.

    ۸- با توجه به همه موارد بالا پیشنهاد می کنیم همایش بین المللی سربداران فعلا برگزار نشود و یا دست کم یک سال به تعویق بیفتد و برای اردیبهشت ۹۵ برنامه ریزی کنیم. باز هم پیشنهاد می کنیم همه موارد بالا در جلسه شورای سیاستگذاری مطرح و بررسی شود و ببینند در چه مرحله ای هستند. آیا برگزاری همایش با این کمبودها و نواقص و در این فاصله کم امکان پذیر هست یا نه؟

    چون بدون وجود این موارد همایش بی خاصیت و بی محتوایی خواهیم داشت که فایده و دستاوردی برای مان نخواهد داشت. نباید خودمان را با دو کلمه “بین المللی” و “ملی” گول بزنیم. ترس ما از آن است همایشی که قرار بود “بین المللی” برگزار شود و فرصتی برای پیشرفت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی سبزوار باشد در عمل به یک همایش شهرستانی و در نهایت استانی تبدیل شود. می ترسیم با همه اسم و رسم، همایشی برگزار کنیم اما بعد از اتمام آن وقتی حساب و کتاب کنیم حسرت بخوریم و بپرسیم دستاورد همایش برای سبزوار چه بود؟

    هیچ عیب و اشکالی ندارد که یک سال همایش را عقب بیندازیم اما آبرومند و درست و حسابی برگزار کنیم.

    برگزار نکردن همایش قطعا بهتر از یک همایش صوری و بی خاصیت و بدون دستاورد است.

     

    منبع: http://www.sabzevarian.com/


    این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : همایش ,سربداران ,کنیم ,سبزوار ,برگزار ,المللی ,برگزار کنیم ,برگزاری همایش ,حتما باید ,شورای سیاستگذاری ,“بین المللی” ,شورای سیاستگذاری همایش ,درباره سربداران نوشته ,جلسه شورای سیاستگذاری ,اعضای شورای سیاستگذاری ,
    “همایش بین المللی سربداران” را برگزار نکنید!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده